<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://rialco.loxblog.com</title>
<link>https://rialco.loxblog.com</link>
<description>تحلیل سکه . انس جهانی</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>قیمت روز خودرو</title>
<link>https://rialco.loxblog.com/قیمت-روز-خودرو</link>
<guid>https://rialco.loxblog.com/قیمت-روز-خودرو</guid>

<description><![CDATA[
قیمت روز خودرو]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 12:16:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>قیمت ارز و طلا آنلاین</title>
<link>https://rialco.loxblog.com/قیمت-ارز-و-طلا-آنلاین</link>
<guid>https://rialco.loxblog.com/قیمت-ارز-و-طلا-آنلاین</guid>

<description><![CDATA[
قیمت ارز و طلا آنلاین]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 12:16:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>راهنمای پس انداز کردن</title>
<link>https://rialco.loxblog.com/راهنمای-پس-انداز-کردن</link>
<guid>https://rialco.loxblog.com/راهنمای-پس-انداز-کردن</guid>

<description><![CDATA[
پس انداز و میزان آن یکی از عوامل نشان دهنده میزان توسعه یافتگی جوامع است. جوامع کم توسعه یافته، پس انداز کمتری دارند. این اصل را می توان به خانواده ها نیز تعمیم داد. به این معنا که خانواده های مرفه، پس انداز بیشتری دارند و هر چه وضعیت اقتصادی خانواده ضعیفتر باشد، پس انداز کمتری نیز دارد.
پس انداز و میزان آن یکی از عوامل نشان دهنده میزان توسعه یافتگی جوامع است. جوامع کم توسعه یافته، پس انداز کمتری دارند. این اصل را می توان به خانواده ها نیز تعمیم داد. به این معنا که خانواده های مرفه، پس انداز بیشتری دارند و هر چه وضعیت اقتصادی خانواده ضعیفتر باشد، پس انداز کمتری نیز دارد.
شاید دیگر به نوشتن این اصول نیازی نباشد؛ زیرا همگان نسبت به آن آگاهی دارند و هر عقل سلیمی آن را درک می کند، اما نکته مهم اینجاست که میزان شناخت و آشنایی با انواع پس انداز و آثار و نتایج آن برای فرد و خانواده به گفتگو نیاز دارد و اطلاع چندانی از آن وجود نداشته باشد. برخی از این نکات را شرح می دهیم:
 
1_ به طور کلی می توان پس انداز را به دو گروه پولی و غیرپولی تقسیم کرد. پس انداز غیرپولی شامل مجموعه وسایل و لوازم و موجودی هایی است که هر فرد و خانواده از آن برخوردار است. این موجودی در دو گروه اقتصادی و اجتماعی جای می گیرند؛ یعنی موجودی هایی که با پرداخت پول به دست آمده اند و می توان آنها را دوباره به پول تبدیل کرد و موجودی هایی که با روابط اجتماعی به دست می آیند و به پول تبدیل نمی شوند؛ اگر چه ممکن است مبنای دریافت پول نیز باشد. این گروه آخر به نام سرمایه اجتماعی شناخته می شود؛ مانند: اعتماد اجتماعی.
 
همچنین، در این گروه، نگهداری مناسب از دارایی ها به نحوی که بیشترین سود را برای خانواده به همراه داشته باشد، اصل مهمی است. این گروه را می توان به نحوی سرمایه های افراد و خانواده ها نیز دانست، اما چگونگی مراقبت از آنها را می توان پس انداز نامید؛ زیرا افزایش عمر هر وسیله، از بین نرفتن آن، استهلاک آن در زمان طولانی‌تر در گروه اقتصادی موجب می شود که خانواده دیرتر نسبت به خرید وسیله جایگزین اقدام کند.
 
به عبارت دیگر، خانواده، با فاصله زمانی بیشتری برای خرید وسیله جایگزین، پول می پردازد. اگر از وسایل زندگی و وسایل شخصی به خوبی مراقبت شود، با افزایش طول عمر آن، هزینه های ثابت خانواده کاهش می یابد. با کاهش هزینه ها، از سویی امکان پس انداز پولی افزایش می یابد و از سوی دیگر امکان برآوردن نیازهای دیگر فراهم می شود.
 
از این رو، پس انداز تنها در قالب پس انداز پولی قرار نمی گیرد. در گروه اجتماعی نیز حفظ و تقویت سرمایه های اجتماعی مانند اعتماد موجب می شود خانواده با مشکلات کمتری مواجه شود.
 
2_ پس انداز یکی از راه های سهیم کردن نسل آینده در دارایی هایی است که امروز در اختیار ماست. خانواده در طول حیات خود به دارایی هایی دست می یابد که خواسته و ناخواسته بخش چشمگیری از آن در آینده به اعضای جوان آن می رسد.
 
همچنین، این اعضا در طول رشد خود از این دارایی ها بهره می برند، اما حفظ و حراست از این دارایی ها، تلاش برای افزودن بر آن از سویی موجب می شود تا زندگی جاری با سهولت بیشتری پیش رود و از سوی دیگر آیندگان پشتوانه های قویتری داشته باشند.
 
3_ پس انداز - اقتصادی یا اجتماعی - سبب امنیت خاطر اعضای خانواده می شود. امنیت خاطر نیز سبب کاهش اضطراب و فشارهای روانی می شود.
 
از آن جایی که خانواده، در فرایند حیات خود به شکل های گوناگون با مسائل و مشکلات متعددی مواجه می شود، پس انداز کردن یکی از راه‌ حل های این مشکلات خواهد بود؛ از این رو، خانواده هایی که پس انداز دارند، امنیت خاطر بیشتری دارند و در زندگی احساس ثبات و پایداری بیشتری می کنند.
 
4_ پس انداز تنها با فعالیت سرپرست خانواده حاصل نمی شود، بلکه همه اعضای خانواده در آن سهیم اند. مدیریت داخلی خانه همچون: مدیریت صحیح هزینه ها و فرزندان با صرفه‌جویی؛ یعنی استفاده بهینه از وسایلی که در اختیار دارند و وسایل منزل به پس انداز خانواده کمک می کند؛ از این رو، پس انداز امری مشارکتی است.
 
مشارکت نه به این معنا که دیگران را مجبور به انجام دادن فعالیتی کنیم که به پس انداز منتهی شود، بلکه به این معنا که دیگران خود با شناخت و آگاهی از لزوم و ضرورت و بنا بر میل و اراده خود به آن بپردازند؛ از این رو، گفتگو در خانواده درباره ‌راه های پس انداز و رابطه صرفه جویی با آن و تأثیر پس انداز در زندگی آینده و نقش آن در ایجاد اطمینان خاطر و کاهش فشارهای روانی، به مشارکت درست و فعال اعضای خانواده می انجامد.
 
بنابر این، درباره پس انداز بیشتر بیندیشیم و راه های گوناگون آن را بررسی کنیم و برای به دست آوردن آن اقدام کنیم. به هر میزان و از هر کجا که آغاز کنیم، برای خود و دیگران مفید خواهد بود]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 12:16:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>8 عادت خوب انسانهای موفق</title>
<link>https://rialco.loxblog.com/8-عادت-خوب-انسانهای-موفق</link>
<guid>https://rialco.loxblog.com/8-عادت-خوب-انسانهای-موفق</guid>

<description><![CDATA[
فرادی که در کار خود خیلی موفق هستند، همیشه برای انجام کارهایشان روش متفاوتی نیز دارند. در این مطلب می خواهیم ببینیم آنها چه کار می کنند و چرا تلاششان ثمر می دهد.
 
1.    آنها برنامه های پشتیبان تهیه می کنند
 
فرادی که در کار خود خیلی موفق هستند، همیشه برای انجام کارهایشان روش متفاوتی نیز دارند. در این مطلب می خواهیم ببینیم آنها چه کار می کنند و چرا تلاششان ثمر می دهد.
 
1.    آنها برنامه های پشتیبان تهیه می کنند
 
داشتن برنامه های پشتیبان به شما کمک می کند تا شب خواب راحت تری داشته باشید. این برنامه ها همچنین در شرایط سخت و دشوار نیز کارها را آسان می کنند.
 
برای به انجام رساندن برنامه های اولیه خود باید سخت تر و بیشتر کار کنید. تعهد کلی شما را مجبور می کند تا سخت تر از آنچه تصور می کنید تلاش کنید.
 
اگر به هر دلیلی بدترین اتفاق نیز رخ دهد، شما باید این اطمینان را داشته باشید که می توانید دوباره آن را از نو بسازید. تا زمانی که سخت کار کنید و از تجربیات گذشته خود درس بگیرید، می توانید از عهده هر کاری به خوبی بربیایید. 
 
2.     آنها کار را به انجام می رسانند
 
شما با کمی تلاش می توانید خوب باشید. مسلما با تلاش بیشتر بهتر هم خواهید بود. اما نمی توانید بدون تلاش های مستمر و  متمرکز، در انجام هر کاری عالی ظاهر شوید.
 
هنگامی که به فردی با مهارت های نادر نگاه کنیم، می بینیم که پشت این موفقیت صدها ساعت تلاش مستمر و بی وقفه خوابیده است. هیچ میانبری برای این منظور وجود ندارد. هیچ موفقیتی یک شبه به دست نمی آید. همه ما می دانیم که با تلاش زیاد و ثابت قدم بودن می توان پیشرفت کرد اما افراد معدودی این اصل را دنبال می کنند؛ مگر افراد بسیار موفق!
 
3.     آنها بیشتر کار می کنند
 
مدیران بسیاری وجود دارند که حتی از کارمند خود بیشتر کار می کنند. آنها همیشه فهرست بلند بالایی از کارهای در دست انجام خود دارند. به همین منظور باید زمان زیادی را به کارهای خود اختصاص دهند.
 
از همه بهتر و جالب تر این است که افراد موفق دوست دارند که بیشتر زمان خود را برای کارشان اختصاص دهند. یعنی با تمایل کامل این کار را می کنند.
 
 
 
اگر حجم کاری خود را قبول نکنید، اهداف شما مفهوم چندانی برای شما نخواهد داشت یا هدف دشواری برای رسیدن نخواهد بود. همچنین نمی توانید یک فرد فوق العاده موفق باشید.
 
4.     آنها همرنگ جماعت نیستند
 
راهکارهای رایج، نتایج رایجی نیز در بر دارند. پیوستن به جمع – هر چه قدر هم که کارآمد و موفق باشند – منجر به کسب نتایج متوسط و معمولی می شود.
 
انسان های خیلی موفق برطبق عادت، کارهایی می کنند که دیگران انجام نمی دهند. آنها اصولا وارد عرصه هایی می شوند که دیگران نمی شوند زیرا به این ترتیب رقابت کمتر و شانس موفقیت بیشتر است.
 
 
 
5.     آنها کارشان را شروع می کنند
 
موفقیت های متوسط در نتیجه اهداف متوسط به دست می آیند.
 
تصمیم بگیرید که واقعا چه می خواهید: بهترین، سریع ترین، ارزان ترین و بزرگ ترین تلاش و کار خود رادر این مسیر انجام دهید. همیشه نهایت هر چیزی را هدف بگیرید و ببینید کجا می خواهید آن کار تمام شود. این هدف شماست. به این ترتیب می توانید بر اساس برنامه ریزی های خود و مرحله به مرحله پیش بروید.
 
وقتی هدف شما کسب موفقیت بزرگ است، بهتر می توانید تصمیم بگیرید و با پشتکار بیشتری در مسیر رسیدن به آن هدف پیش خواهید رفت.
 
6.     آنها در نیمه راه متوقف نمی شوند
 
رسیدن به هدف – هر چقدر هم که بزرگ باشد – برای افراد خیلی موفق خط پایان نیست. بلکه رسیدن به یک هدف بزرگ فقط راهی برای رسیدن به اهداف بزرگ تر و بیشتر است.
 
روند موفقیت زیاد در یک زمینه این مهارت را به فرد می دهد تا در زمینه های دیگر زندگی خود نیز به موفقیت های چشمگیری دست یابد. افراد بسیار موفق فقط در یک مسابقه پیروز و موفق نیستند. آنها همیشه برای بردن در مسابقات مختلف زندگی آماده تلاش هستند.
 
 
7.     آنها می فروشند
 
در پاسخ به پرسشی که از بیشتر مدیران و صاحبان تجارت های بزرگ پرسیده شده بود، همه آنها متفق القول یکی از راهکارهای موفقیت خود را توانایی در فروش ذکر کرده اند.
 
لطفا در نظر داشته باشید که منظور از فروش، چاپلوسی یا تحت فشار گذاشتن خریدار نیست. فروش در اصل متقاعد کردن دیگران برای همکاری با شماست. فروش، همچنین فائق آمدن بر موانع و مخالفت های موجود است.
 
فروش پایه و اساس تجارت و موفقیت شخصی است: دانستن روش های مذاکره، حفظ اعتماد به نفس در مقابل طرد شدن ها، برقراری ارتباط موثر با افراد زیاد و ایجاد ارتباط و همکاری طولانی مدت، همه اصولی برای فروش خوب هستند.   
 
وقتی شما واقعا به ایده یا شرکت خود اعتقاد دارید، دیگر به داشتن شخصیت بزرگ و مهم نیازی ندارید. حتی لازم نیست بفروشید فقط کافیست ارتباط برقرار کنید. به این ترتیب فروش خوبی هم خواهید داشت.
 
8.    آنها هیچ گاه خیلی مغرور نمی شوند
 
برای قبول کردن اینکه اشتباه کرده اند، برای عذرخواهی کردن، برای داشتن رویاهای بزرگ، برای پذیرفتن اینکه موفقیت های خود را مدیون دیگران هستند، برای تقاضای کمک، برای شکست و برای تلاش دوباره، افراد موفق خیلی موفق هستند. ]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 12:16:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>7 نکته برای شروع یک سرمایه‌گذاری موفق</title>
<link>https://rialco.loxblog.com/7-نکته-برای-شروع-یک-سرمایهگذاری-موفق</link>
<guid>https://rialco.loxblog.com/7-نکته-برای-شروع-یک-سرمایهگذاری-موفق</guid>

<description><![CDATA[
 مدیریت سرمایه چیست؟ چگونه می‌توان یک سرمایه گذاری موفق داشت؟ تا چه حد باید از نظرات دیگران و آنچه می‌خرند، تقلید کرد؟
مدیریت سرمایه، گوش نکردن به خریدی است که دیگران به شما پیشنهاد می‌دهند مگر اینکه از نظر تکنیکالی و بنیادی برای شما اثبات شده باشد؛ کنار گذاشتن هیجان و صبر داشتن از مواردی است که برای سرمایه‌گذاری موفق باید بخاطر داشته باشیم. با توجه به موارد فوق به چند نکته مهم در این زمینه اشاره می‌کنیم:
هفت نکته طلایی
1.در ارزیابی‌های خود ، رفتاری محافظه کارانه در پیش بگیرید.
 مدیریت سرمایه چیست؟ چگونه می‌توان یک سرمایه گذاری موفق داشت؟ تا چه حد باید از نظرات دیگران و آنچه می‌خرند، تقلید کرد؟
مدیریت سرمایه، گوش نکردن به خریدی است که دیگران به شما پیشنهاد می‌دهند مگر اینکه از نظر تکنیکالی و بنیادی برای شما اثبات شده باشد؛ کنار گذاشتن هیجان و صبر داشتن از مواردی است که برای سرمایه‌گذاری موفق باید بخاطر داشته باشیم. با توجه به موارد فوق به چند نکته مهم در این زمینه اشاره می‌کنیم:
هفت نکته طلایی
1.در ارزیابی‌های خود ، رفتاری محافظه کارانه در پیش بگیرید.
سرمایه‌گذاران معمولاً رفتاری ویژه در برقراری ارتباط میان حوادث جدید و آینده در پیش می‌گیرند. وقتی شرایط خوب باشد، آنها به آینده خوشبینانه می‌نگرند. ریسک اصلی، پرداخت هزینه بیش از حد برای تجارت‌های پر بازده نیست بلکه صرف هزینه‌ای فراوان برای شرکت‌هایی با سوددهی متوسط در روزهای خوب، احتمال خطر را افزایش می‌دهد.
به منظور اجتناب از برخورد با چنین مشکلاتی باید احتیاط را رعایت کنید. این امر به خصوص در رابطه با تخمین نرخ رشد یک کمپانی در آینده در کنار بررسی احتمال بازگشت سرمایه اهمیت زیادی پیدا می‌کند.
2.تنها سرمایه‌هایی را خریداری کنید که با یک تخفیف قابل توجه نسبت به ارزیابی شما از قیمت اصلی فروخته می‌شوند.
پس از بررسی قیمت اصلی یک سهام خاص شما باید بر روی امتیاز اضافه به عنوان ضمانت اصرار بورزید. برای مثال چنانچه ارزیابی شما از قیمت سهام یک شرکت 1400 ریال  باشد، قیمت 1150ریال راضی کننده نخواهد بود زیرا 10 درصد تخفیف، ضمانتی مطمئن برای شما به شمار نمی‌رود.
3.محدودیت های خود را شناخته و فقط سهامی را بخرید که اطلاعات کافی درباره آن به دست آورده‌اید.
شما چگونه می‌توانید آینده وضعیت سهام یک شرکت را حدس بزنید. برای مثال در مورد کوکا کولا شما می‌توانید با نگاهی به مصرف سرانه محصولات این شرکت در کشور های مختلف جهان، هزینه های مصرف شده مانند قیمت شکر، سابقه مدیریت بر روی سرمایه اولیه و مسایل دیگر به یک ارزیابی شخصی از عملکرد این برند و به تبع آینده آن دست یابید. این کار امکان یک تصمیم گیری منطقی را برای شما فراهم می‌کند.
یک سرمایه گذار دور اندیش با اطمینان از نتایج مثبت این کار خود فرصت را مغتنم شمرده و در اولین فرصت بدون هیچ گونه شک و تردید تصمیم خود را به اجرا در می‌آورد
فقط شناخت و بررسی وضعیت اقتصادی یک برند و پیش بینی آینده آن در پنج تا 10 سال آینده می‌تواند زمینه ساز خرید بخشی از سهام آن کمپانی شود. در بسیاری از موارد ترس از بر باد دادن یک شانس بزرگتر شما را در بر می‌گیرد. در این گونه موارد استفاده از اطلاعات موجود در تکنولوژی‌های جدید نظیر اینترنت یا تلویزیون می‌تواند بر دانش شما در این زمینه بیفزاید.
4.نگاهی منطقی به قیمت بیندازید.
یک قانون در ریاضیات وجود دارد که عمل به آن اجتناب ناپذیر است: هر چه بیش از میزان بازدهی یک سرمایه برای آن هزینه پرداخت کنید، سوددهی آن به مراتب برای شما کمتر خواهد شد.
فرض کنید که خانه‌ای با قیمت 250 میلیون در یک منطقه بسیار خوب خریداری کرده‌اید. یک هفته بعد کسی بر در خانه کوبیده و پیشنهاد خرید خانه به قیمت 150میلیون را به شما ارائه می‌دهد. شما حتما به توصیه او خواهید خندید. به همین ترتیب در بورس نیز شما ممکن است تحت تاثیر دیدگاههای منفی دیگران قرار گرفته و سرآسیمه سهام خریداری شده را دوباره به فروش بگذارید. این قبیل افراد ممکن است به شما بگویند که هزینه پرداختی از طرف شما بسیار بیشتر از ارزش واقعی سهام مورد نظر بوده است.به منظور خرید سهام پس از یک ارزیابی منطقی شما باید تخفیف بزرگ در قیمت سهام را به عنوان یک فرصت مناسب برای سرمایه گذاری در نظر بگیرید.
5.هزینه های اضافی را به حداقل کاهش دهید.
معاملات تجاری به طور مکرر می‌تواند ضمن بالا بردن هزینه‌های کمیسیون و مالیات‌ها موفقیت‌های پیش‌بینی شده شما را در طولانی مدت کاهش دهد.
به طور مثال تصور کنید که در سن بیست و یک سالگی برنامه‌ای برای کار و فعالیت تا سن شصت و پنج سالگی خود پیش‌بینی می‌کنید. به این تریتب هر سال می‌توانید 5 میلیون برای آینده خود پس انداز کنید. اگر محاسبات شما به همین روند ادامه پیدا کند، تا زمان بازنشستگی 10 درصد به سرمایه شما افزوده خواهد شد. حال اگر کاری کنید که بتوانید مانع از پرداخت یک سری هزینه‌های اضافی بشوید، این سود دهی دو درصد رشد داشته و به 12 درصد خواهد رسید.
6.در تمام مدت چشمان خود را باز نگه دارید.
با نگاهی دقیق در تمام طول مدت سرمایه گذاری می‌توانید به نوعی احساس رضایت از سرمایه گذاری خود دست پیدا کنید. جستجو و بررسی تمام شرکت‌ها، بررسی درآمدها و سود دهی آنها، آشنایی با نحوه مدیریت آنها و توجه به نکات راهنما در خرید سهام می‌تواند در این راه کمک شایانی به شما بکند.
7.به محض مواجهه با یک فرصت مناسب سرمایه خود را به آن اختصاص دهید.
فرض کنید که یک سرمایه‌گذار خواهان سرمایه‌گذاری در بخش مسکن در مناطق شهری است. او ممکن است سولاتی از این قبیل را از خودش بپرسد: آیا رشد قیمت این خانه در مقایسه با هزینه خرید آن بیشتر خواهد بود؟ چنانچه پاسخ مثبت است آیا تغییرات آماری دراین منطقه نسبت به شرایط کنونی افزایش قابل توجهی یافته و در نتیجه موجب رشد قیمت این خانه‌ها خواهد شد؟آیا امکانات رفاهی این منطقه رشد خواهد داشت؟ آیا از این سرمایه‌گذاری سوددهی کلانی نصیب او خواهد شد یا منافع بسیار کمی برای او به بار خواهد آورد؟
یک سرمایه گذار دور اندیش با اطمینان از نتایج مثبت این کار خود فرصت را مغتنم شمرده و در اولین فرصت بدون هیچ گونه شک و تردید تصمیم خود را به اجرا در می‌آورد.
قانون ماندن در بورس
1-داشتن دانش تحلیلی تکنیکال و بنیادی
2- مدیریت سرمایه( بیش از 5 درصد برای هر سهم پولتان را درگیر نکنید.) چون هیچکس نمی‌تواند پیش‌بینی صددرصد روی هر سهم داشته باشد.
3- گوش نکردن به خریدی که دیگران به شما پیشنهاد می‌دهند مگر اینکه از نظر تکنیکالی و بنیادی برای شما اثبات شده باشد.
4- مشخص کردن هدف و خروج از آن.
5- کنار گذاشتن هیجان و انتظار معجزه داشتن.
6- صبور بودن]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 12:16:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>چطور شخصیتمان را بهبود بخشیم؟</title>
<link>https://rialco.loxblog.com/چطور-شخصیتمان-را-بهبود-بخشیم</link>
<guid>https://rialco.loxblog.com/چطور-شخصیتمان-را-بهبود-بخشیم</guid>

<description><![CDATA[
خیلی از ما بی‌اندازه نگران احساس دیگران نسبت به خودمان و اینکه درمورد شخصیتمان چه می‌گویند هستیم.
خیلی از ما بی‌اندازه نگران احساس دیگران نسبت به خودمان و اینکه درمورد شخصیتمان چه می‌گویند هستیم.
 
خیلی از ما برای ارتقا بخشیدن به شخصیتمان تلاش زیادی می‌کنیم. دوست داریم همه ظاهر و لباس پوشیدنمان را تحسین کنند. به همین دلیل است که خیلی‌ها پول زیادی را صرف رفتن به سالن‌های آرایشی و کلینیک‌های پوست و مو می‌کنند. شما دوست دارید دیگران را با طرزتفکر و طرز برقراری ارتباطیتان با آنها تحت‌تاثیر قرار دهید. بنابراین آنهایی که در روابط خود و مهارت‌های ارتباطی‌شان اعتمادبه‌نفس لازم را ندارند، برای بهتر شدن در آن و برقراری رابطه اجتماعی با دیگران تلاش زیادی می‌کنند.
 
خیلی از ما بی‌اندازه نگران احساس دیگران نسبت به خودمان و اینکه درمورد شخصیتمان چه می‌گویند هستیم. در ارتقای شخصیتمان، جنبه‌های مختلفی از شخصیت انسانی وجود دارد که می‌توانیم روی آنها تمرکز کنیم. گفته می‌شود که یک شخصیت تاثیرگذار و بانفوذ از مجموعه‌ای از ویژگی‌های ذهنی، فیزیکی، احساسی، معنوی و سلامت‌عمومی تشکیل می‌شود.
 
از نظر ظاهری جذاب باشید
 
خصوصیات ظاهری ما یکی از جنبه‌های شخصیت ماست. به این دلیل که ظاهر ما می‌تواند تا حد زیادی نشان دهنده شخصیت درونی ما باشد. معمولاً با کمک ظاهر بیرونی است که می‌توانید در ابتدا روی دیگران تاثیر بگذارید. برای بهبود شخصیتتان، باید مطمئن شوید که ظاهرتان با طرز لباس پوشیدن، آرایش کردن، مدل مو و ... به اندازه کافی جذاب باشد. لزوماً به این معنی نیست که باید لباس‌های خیلی زرق و برق‌دار بپوشید یا موهایتان را تابلو درست کنید که نظر دیگران را جلب کنید. معنای آن این است که باید برحسب موقعیتی که می‌خواهید در آن ظاهر شوید، تمیز، مرتب، خوش‌فرم، و خوش‌لباس باشید. همه به کسانیکه مرتب و خوش‌لباس هستند جذب می‌شوند. وقتی می‌خواهید از خانه خارج شوید، مطمئن شوید که موهایتان را به خوبی شانه زده باشید و ناخن‌هایتان مرتب باشد. هر روز دوش بگیرید تا همیشه شاداب به نظر برسید. قبل از بیرون آمدن از در، دوباره به خودتان در آینه نگاه کنید تا چیزی را از قلم نینداخته باشید. با سالم نگه داشتن بدنتان باید از آن مراقبت کنید. ورزش منظم باعث می‌شود از نظر جسمی فعال بمانید.
 
گستره دانش و اطلاعاتتان را افزایش دهید
 
برخوردهای روزانه ما با موقعیت‌های مختلف و انواع مختلف آدمها عوامل مهمی در شکل‌گیری شخصیت ما هستند. باید تا می‌توانید تجربه کسب کنید. از طریق این تجربیات است که می‌فهمیم واقعاً که هستیم و در برخورد با موقعیت‌های غیرآشنا چطور رفتار می‌کنیم. برای یاد گرفتن چیزهای جدید تردید نکنید. اینکار افق دید شما را گسترده‌تر کرده و مهارت‌های کشف‌نشده‌ای را در شما تقویت می‌کند. به محیط‌اطرافتان علاقه‌مند شوید و به همه چیز توجه کنید. به آدم‌ها علاقه نشان دهید و بفهمید که چه خواسته‌هایی دارند. اولویت‌ها، علایق، اعتقادات و رفتارهای آنها را کشف کنید. در مراسم‌های اجتماعی و گردهمایی‌ها شرکت کنید تا بتوانید با افراد جدیدی آشنا شوید. زیاد مسافرت کنید. مسافرت کردن اطلاعات و تجربه شما را به شدت بالا می‌برد.
 
رفتار و شخصیتی دوست‌داشتنی داشته باشید
 
اگر می‌خواهید کاری کنید که دیگران دوستتان داشته باشند، باید اول یاد بگیرید خودتان را دوست داشته باشید و دوست‌داشتنی باشید. وقتی شخصیتی خوب برای خود ایجاد کردید، آدمها خیلی راحت تحسینتان کرده و دوستتان خواهند داشت. به چیزهایی درمورد خودتان که دوست دارید و دوست ندارید فکر کنید. نقاط مثبت و منفی خود را یادداشت کنید. رفتار و منشی برای خود ایجاد کنید که دیگران را تحت‌تاثیر قرار دهد. در ایجاد شخصیتتان بسیار بیشتر از ظاهرتان تاثیر‌گذار خواهد بود. خیلی مهم است که یاد بگیرید ضعف‌ها و نقص‌هایتان را بپذیرید و برای اصلاح آنها تلاش کنید. هیچوقت به خودتان نگویید که همین است که هستید و نمی‌توانید کاری برای درست کردن عیب‌هایتان بکنید. همیشه برای تغییر فرصت هست.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 12:16:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>چگونه ثروتمند شویم؟</title>
<link>https://rialco.loxblog.com/چگونه-ثروتمند-شویم</link>
<guid>https://rialco.loxblog.com/چگونه-ثروتمند-شویم</guid>

<description><![CDATA[
 
با آنکه این روزها پول های میلیونی دیگر پولی نیست، ولی هنوز هم بدست آوردنش هدف بزرگی محسوب می شود. خود پول شاید چندان برایتان مهم نباشد، ولی آزادی ای که پول برایتان می آورد، چیزی است که همه دنبال آن هستند. با این حساب، در سال جدید چه کنیم تا میلیونر شویم؟

پس می خواهید میلیونر بشوید؟ 
 
با آنکه این روزها پول های میلیونی دیگر پولی نیست، ولی هنوز هم بدست آوردنش هدف بزرگی محسوب می شود. خود پول شاید چندان برایتان مهم نباشد، ولی آزادی ای که پول برایتان می آورد، چیزی است که همه دنبال آن هستند. با این حساب، در سال جدید چه کنیم تا میلیونر شویم؟

پس می خواهید میلیونر بشوید؟ باید بگوییم تنها نیستید. همه ما کسب و کارمان را به دلایل مختلف آغاز می کنیم. کارآفرینان همیشه امنیت مالی را یکی از دلایل اصلی شروع کسب و کار خود عنوان می کنند. با آنکه این روزها پول های میلیونی دیگر پولی نیست، ولی هنوز هم بدست آوردنش هدف بزرگی محسوب می شود. خود پول شاید چندان برایتان مهم نباشد، ولی آزادی ای که پول برایتان می آورد، چیزی است که همه دنبال آن هستند.با این حساب، در سال جدید چه کنیم تا میلیونر شویم؟ شاید جواب هایی که ما برایتان داریم چندان جالب نباشند، ولی اغلب میلیونرها کارهای زیادی می کنند تا کسب و کاری را آغاز کنند که چند تن پول برایشان بیاورد. آنها با این پول کارهای خاصی می کنند که به آنها کمک می کند به موقعیت میلیاردرها برسند و در آن موقعیت بمانند. بهر حال حتماً یک دلیلی دارد که اغلب برنده های لاتاری ورشکست می شوند. پولی که بدست می آورید مهم نیست، مهم آن است که چطور زندگی می کنید و این موفقیت شما با آن پول را تعیین می کند.
 
نکته ۱ – کمتر خرج کنید. خیلی ها فکر می کنند که درآمد بیشتر کلید ثروت است، و اغلب فراموش می کنند که باید کمتر خرج کنند. اغلب افراد به همان اندازه که پول درمی آورند همان قدر یا بیشتر خرج می کنند. بجای این کار، باید راهی پیدا کنید که کمتر خرج کنید، حتی کمتر از آنچه حالا خرج می کنید. با افزایش حقوق تان، سعی کنید خرج هایتان بیشتر نشوند. بدین ترتیب بیشتر کنترل پولتان را دارید و یک قدم به میلیونر شدن نزدیک می شوید. خوب خرج و برج خود را بررسی کنید و ببینید از چه چیزهایی می توانید کم کنید. بعضی مواردی که می توانید در آنها صرفه جویی کنید عبارتند از:  * کانال های پولی – اول از همه اگر قرار است میلیونر شوید، وقت زیادی برای تلویزیون تماشا کردن نخواهید داشت. به علاوه، بیشتر سرگرمی های شما به صورت آنلاین موجودند، پس نیازی نیست که ماهانه این همه پول خرج کانال های پولی کنید.  * بسته های تلفن همراه – اکثر مردم از بسته هایی استفاده می کنند که بیش از نیاز آنهاست و برایشان گران تمام می شود. به عادات قدیمی خود نگاهی بیندازید و ببینید واقعاً چقدر با تلفن همراهتان حرف زده اید و آیا واقعاً نیازی به این همه پول خرج کردن بوده است؟ پس عادت استفاده از تلفن همراهتان را عوض کنید.  * دسترسی اینترنت – شاید تفاوت چشمگیری بین اینترنت باند پهن و مدل های دیگر وجود نداشته باشد. چون این روزها دیگر همه رستوران ها و کافی شاپ ها اینترنت وای فای دارند، چرا از آنها استفاده نکنیم؟ پس لازم نیست پول زیادی برای شارژ اینترنت خود خرج کنید.  * قهوه، نسکافه و هله هوله های دیگر – بله، این خوراکی هایی که شاید قیمت زیادی نداشته باشند، وقتی هزینه کل آنها را در ماه حساب کنید، در واقع از شما ثروتی را دریغ می کنند. پس بهتر است از این هزینه ها کم کنید و لیوان خودتان را از خانه بیاورید و لطفاً چای بنوشید. نکته ۲ – بیشتر سرمایه گذاری کنید. امسال، پولی که از مرحله اول پس انداز می کنید را سرمایه گذاری کنید. قبلاً آن را خرج می کردید، پس دلتان برایش تنگ نمی شود و در واقع یک دین را به دارایی تبدیل کرده اید. بدین ترتیب به تدریج شروع به دریافت سود سرمایه گذاری خود می کنید. قطعاً بازار بورس مسائل عمده خودش را دارد، ولی با این حال، شانس بهتری برای درآمدزایی دارید تا آنکه بخواهید آن را در حساب بانکی بگذارید بماند. با گذشت زمان، بازار بورس ترقی می کند، و این روند ادامه می یابد و شما به ثروت خود می رسید. نکته ۳ – از رسانه های اجتماعی استفاده کنید. یکی از ارزان ترین و مؤثرترین روش ها برای بازاریابی برای کسب و کارتان، از طریق رسانه های اجتماعی است. اگر کسب و کاری دارید که می خواهید آن را تبدیل به شرکت مولتی میلیون دلاری کنید، باید شروع به استفاده از ابزارهای آنلاین کنید. یک صفحه رایگان فیسبوک برای کسب و کارتان بسازید و شروع به تبلیغ صفحه خود کنید. از توئیتر و شبکه های دیگر هم استفاده کنید و پیام خود را به همه برسانید. هرچه دسترسی خود را وسیعتر کنید، مشتریان بیشتری را جذب می کنید. وبلاگی باز کنید و مقالاتی پر از کلیدواژه بسازید تا ارتباط شما با مشتریان بیشتر شود و ترافیک سایت خود را بسازید. هرچه معروفتر شوید، درآمد شما افزایش می یابد و آینده بهتری در انتظارتان است و علاوه بر آن، زیاد هزینه نکرده اید. نکته ۴ – کارشناس شوید. آیا درباره میلیونر شدن جدی هستید؟ پس باید در حوزه کاری خودتان کارشناس شناخته شده ای شوید. هیچ راه سریعتری برای رسیدن به ثروت و شهرت وجود ندارد. اینکه به عنوان کارشناس دیده شوید، شما را از رقابت جدا می کند و مشتریانی را جذب می کند که به نحو دیگری شما را پیدا نمی کردند. تا می توانید درباره بازار اطلاعات کسب کنید و شروع به نوشتن مقاله کنید و ابزارهای ذکر شده در نکته ۳ استفاده کنید. نکته ۵ – شبکه سازی کنید. با آنکه این نکته کاملاً به نکته ۳ مربوط می شود، ولی باید درباره شبکه سازی قدیمی و رو در رو برایتان توضیح دهیم. هر چه بیشتر با دیگران حرف بزنید، نام کسب و کار شما بیشتر در ذهن افراد می ماند. وقتی با دیگران هستید حدود ۳۰ ثانیه توضیح کوچکی درباره کارتان بدهید و آنچه انجام می دهید را فوری توضیح دهید، کارت ویزیت خود را پخش کنید و تا آنجا که می توانید با مردم ارتباط برقرار کنید. کسی چه می داند شاید صحبت سریعی که با یک غریبه در یک مکان اجتماعی داشتید، تبدیل به یک پیشنهاد تجاری شود. نکته ۶ – محصولات و خدماتی با بازگشت و تکرار ارائه دهید. وقتی نوبت به فروش در کسب و کار شما می رسد، باید به افرادی فکر کنید که به محصولات یا خدمات شما نیاز دارند و می توانند از آنها دوباره و دوباره استفاده کنند. این کاری است که میلیونرها انجام می دهند. اگر محصولات شما بزرگ نیستند، بهترین راه این است که محصولات خود را در بلندمدت دائماً ارائه دهید. چیز منحصر بفردی پیشنهاد کنید که باعث شود مردم بر مبنای منظمی به سمت شما بیایند، مثلاً اشتراک یا آبونمان در نظر بگیرید. بدین ترتیب، مشتریان جدیدی اضافه می شوند و جای مشتریان دیروز را می گیرند. نکته ۷ – به شهر ارزانتری نقل مکان کنید. گفتن این حرف از انجام دادنش راحت تر است، ولی وقتی واقعاً فکر می کنید به اینکه چقدر می توانید از این کارتان پول پس انداز کنید، درمی یابید که ارزشش را دارد. اگر در منطقه ای زندگی می کنید که هزینه های زندگی در آن بالاست، قطعاً برای همه چیز پول بیشتری خرج می کنید – از هزینه های گاز و آب و برق گرفته تا خوراک و مسکن. اگر بتوانید بجای زندگی داخل شهر، بیرون شهر زندگی کنید، بدین ترتیب هزینه ها را کاهش می دهید و ما به التفاوت آن را سرمایه گذاری می کنید. تصور کنید با پولی که برای مسکن یا اجاره بها و غیره صرفه جویی می کنید می توانید ۳۰ درصد بیشتر سرمایه گذاری کنید. نکته ۸ – بازار معاملات مسکن را زیر نظر داشته باشید. کلمه معاملات ملک در حال حاضر برای خیلی ها ترسناک است و البته برای سرمایه گذار چیز خوبی است. قیمت های مسکن زمانی که کاهش می یابد، فرصتی برای سرمایه گذاری محسوب می شود. اگر امکان سرمایه گذاری در بازار معاملات ملکی را دارید، زمانی این کار را انجام دهید که قیمت ها و نرخ های سود در پایین ترین سطح هستند. بدین ترتیب فرصت میلیونر شدن در سال های آتی بیشتر می شود. نکته ۹ – راه های بیشتری برای کسب سود بیابید. هرچه حساب های بیشتری داشته باشید که برایتان سودآور باشند، برای پایه شخصی و حرفه ای شما بهتر است. حساب هایی باز کنید که امکان استفاده از سود حسابتان را بدهند، سرمایه گذاری هایی با سود سپرده بیشتر باز کنید و هزینه هایی که باید بپردازید را کاهش دهید. صنعت بانکداری بازاری رقابتی است، پس می توانید از میان بانک هایی که سودهای بیشتری می دهند یکی را انتخاب کنید که بهترین خدمات را بدهد. هرچه بیشتر با پولتان کار کنید، در بلندمدت پول بیشتری بدست می آورید. نکته ۱۰ – بیشتر پس انداز کنید. با این پول های اضافی می توانید شروع به پس انداز بیشتر کنید. به خودتان حقوق بدهید و پول ذخیره کنید تا در زمان های دشوار پول ذخیره شده به کارتان بیاید. اقتصاد در حال رشد است، ولی احتمال اینکه هوای ابری به سراغ آن بیاید، دور و بعید نیست. اگر حالا یک برنامه پس انداز بریزید، پول بیشتری درمی آورید و تضمین می کنید که پولتان رشد می کند، مهم نیست بعداً چه اتفاقی بیفتد. شروعی با هدف پس انداز ۱۰ درصدی ایده خوبی محسوب می شود. وقتی درآمدتان بیشتر می شود، می توانید بیشتر پس انداز کنید و قبل از آنکه متوجه شوید، پول زیادی خواهید داشت. در انجام این کار، مرحله ۲ را فراموش نکنید و آن پس اندازها را عاقلانه سرمایه گذاری کنید تا درآمدهایتان به حداکثر برسد.
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 12:16:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>قلم چی</title>
<link>https://rialco.loxblog.com/قلم-چی</link>
<guid>https://rialco.loxblog.com/قلم-چی</guid>

<description><![CDATA[
با حقوق معلمی شروع کردم در سال 1334 درست همان زمانی که تعداد دانشجویان دانشگاه ها و موسسات عالی کشور محدودتر از آن بود که کسی به مدرک بنازد، حوالی میدان خراسان به دنیا آمد. در آن دوره و زمانه و با شرایط نسبتا سخت خانوادگی ای که داشت، به مخیله هیچ کس &ndash; حتی صمیمی ترین دوستانش- خطور نمی&zwnj;کرد که چندین و چند سال بعد درست در روزگاری که برای نشستن روی یکی از صندلی های دانشگاه عده ای سر و دست می&zwnj;&zwnj;شکنند، قرار است یکی از بزرگ ترین راه های گذشتن از دروازه های کنکور به دوستان او و موسسه اش وابسته باشد؛ حالا &ndash; یعنی 55 سال بعد- در نزدیکی سید خندان و میدان انقلاب او پر آوازه ترین پدر خوانده کنکور ایران است و برای خیلی ها راهی جز روش طراحی شده او برای رسیدن به دانشگاه وجود ندارد.
کودکی اش مثل یک دون کورلئونه واقعی روی خط فقر و سختی گذشت اما شروع تمام موفقیت هایش به تلاش های مادر وابسته بود؛ مادری که تا ششم دبستان درس خوانده بود. برای پنجم ابتدایی تدریس می&zwnj;کرد و ماهی 100 تومان هم حقوق می&zwnj;گرفت و ادامه تحصیل هم می&zwnj;داد. روزگار سختی را می&zwnj;گذراند، حقوق کم بود و خرج زیاد. او مجبور بود برای کمک به مادر و برادرش تابستان ها کار کند و برای دبیرستان هم سراغ مدارس شبانه برود. خودش در معدود مصاحبه هایی که با مجله هایی مثل کار آفرینان و خانواده سبز انجام داده، می&zwnj;گوید: &laquo; از دوران دبستان تابستان که شروع می&zwnj;شد می&zwnj;رفتم سر کار. حقوقم کم بود اما بالاخره به یک دردی می&zwnj;خورد. سه سال آخر دبیرستان بود که دیگر کار کردن تابستان ها به تنهایی کفافمان را نمی&zwnj;داد. همین شد که روزها کار می&zwnj;کردم و شب ها درس می&zwnj;خواندم.&raquo;اما با تمام این احوال گویا آموزش و درس در خانواده شان حرف اول را می&zwnj;زده؛ مادر شش سال دبیرستان را سه ساله تمام می&zwnj;کند و تا فوق دیپلم، لیسانس و فوق لیسانس هم پیش می&zwnj;رود. آن طور که خودش می&zwnj;گوید، مادرش او را در مسیر آموزش قرار داده است.قلم چی کنکور می&zwnj;دهد با هر مشقت درس تمام می&zwnj;شود. یا باید سراغ کار برود و یک حقوق بخور و نمیر در انتهای برج راضی اش کند یا با مدرک شاگرد اولی بچه های متفرقه عزمش را جزم کند و برود توی دل کنکور؛&zwnj; &laquo; دانشکده فنی، کعبه آمالم بود. فرق نمی&zwnj;کرد چه رشته ای، همین که وارد بشوم برایم کافی بود&raquo; همکلاسی ها همه بزرگ بودند و کافی بود دیپلم را بگیرند تا بروند پی زندگی و پول در آوردنشان. برای همین هم در سال آخر دبیرستان نه خبری از فوق برنامه بود، نه آمادگی برای کنکور؛ &laquo; می&zwnj;خواستم قید دانشگاه رفتن را بزنم و بروم دنبال زندگی. چون اصلا فکرش را هم نمی&zwnj;کردم در دانشگاه تهران قبول شوم. بدون انتظار برد، پایین ترین رشته ای که می&zwnj;شد در دانشگاه تهران قبول شد، یعنی مهندسی معدن را انتخاب کردم و در کمال ناباوری اول شدم.&raquo;تدریس یک پدر خوانده اولین تدریس زندگی اش در ده سالگی انجام شد؛ به پسرکی که همیشه با ریاضی مشکل داشت درس داد و او را به نمره 14-13 رساند، به عنوان موفقیت در اولین تدریس سر صف تشویق شد و همین آغازی شد برای پوشیدن ردای یک پدر خوانده در عرصه کنکور. دوره دبیرستان هم به بچه های شبانه که ده سالی از او بزرگ تر بودند، درس می&zwnj;داد؛ &laquo; چون نه جایی برای درس خواندن داشتیم و نه زمان آزاد که برای این امر بگذاریم. چهار صبح دربان پارک لاله را بیدار می&zwnj;کردیم و تا هفت صبح آن جا درس می&zwnj;خواندیم.&raquo; سعید شبقره، استاد معارف و یکی از همراهان دائمی کانون فرهنگی آموزش می&zwnj;گوید: &laquo; از ابتدا به شدت به تدریس علاقه داشت. آن طور که من از تعریف هایش شنیده ام، دوران دانشجویی با یک دو چرخه سراغ تدریس خصوصی می&zwnj;رفته.&raquo;قلم چی سپس با تنی چند از دوستانش کار تدریس خصوصی را در آموزشگاهی با نام البرز پی می&zwnj;گیرد و رسما تبدیل می&zwnj;شود به یک معلم تدریس خصوصی.کانون فرهنگی آموزش وارد می&zwnj;شود سال های بعد از جنگ است و مردم از نظر اقتصادی چندان وضعیت مناسبی ندارند. بسیاری از نیروهای مستعد و جوان کشور به شهادت رسیده اند و حالا دیگر همت جوانان بر سازندگی است و آمار رسیدگان به مرحله کنکور به حد چشمگیری بالا می&zwnj;رود. پس در چنین اوضاع و شرایطی حتما استفاده از معلم خصوصی و تدریس یک نفره ضروری به نظر نمی&zwnj;رسد؛&zwnj;&laquo; فکر کردم در تدریس خصوصی نفع به کسانی می&zwnj;رسد که معمولا وضع مالی خوبی دارند. اما تکلیف آن هایی که با استعداد های خوب امکانات مالی نداشتند چه می&zwnj;شد؟ برای همین سراغ ایده ای رفتم که به کلاس های آموزشی، امکانات مالی و مدرسه نیازی نداشت و حتی منحصر به بچه های تهرانی هم نمی&zwnj;شد؛ ایده آزمون های منظم که هر کس با هر وضعیت اقتصادی امکان استفاده از آن را داشت.&raquo; سال 72 اتفاق مهم در تاریخ کنکور ایران رقم می&zwnj;خورد؛ یک حادثه شیرین کنکوری؛ اولین آزمون به شیوه قلم چی در زیرزمین دبستان آزادگان، خیابان بوستان چهارم در منطقه پاسداران تهران برگزار شد و نزدیک به 60 نفر هم داوطلبانه آمدند و در آن شرکت کردند. شبقره از آن روزها می&zwnj;گوید: &laquo; قلم چی با سرمایه زیر صفر و در واقع همان حقوق معلمی شروع کرد. ساختمان سید خندان را اجاره کرد و برای گروه بسیار کمی از داوطلبان آزمون برگزار می&zwnj;کرد. به گفته خودش غیر عادی به نظر می&zwnj;رسید بچه هایی که یک عمر از امتحان فراری بودند آن هم در روز جمعه بیایند و داوطلبانه امتحان بدهند.&raquo;او متوجه شده بود چیزی حدود 75 درصد بچه ها امکان استفاده از کلاس های کنکوررا ندارند و خودشان درس می&zwnj;خوانند؛ بنابراین احساس کرد بهترین حالت ممکن طراحی برنامه منظمی است که کمکشان کند تا به صورت خود آموز پیش بروند و در نوع خواندنشان نظمی ایجاد کند. در واقع شکل گیری کانون فرهنگی آموزش به همین دلیل صورت گرفت که در اکثر نقاط کشور و به خصوص در روستا ها افرادی که لیاقت و استعدادش را دارند، بیایند و درست مثل سایرین درس بخوانند و در هر وضعیت مالی و درسی از روش کانون استفاده کنند. خودش معتقد است گسترش این روند با شهریه کم باعث گسترش عدالت آموزشی می&zwnj;شد و همچنین خیلی از دانش آموزان هم که روزها کار می&zwnj;کردند و شب ها درس می&zwnj;خواندند&zwnj;، می&zwnj;توانستند همین طور درس بخوانند و موفق شوند.کتاب هایی با نام قلم چی آزمون ها تدوین شده اند و برنامه ریزی مدون هم در اختیار اعضاست. حالا نوبت به اطلاعاتی است که باید دانسته شود! سال 74، ده عنوان کتاب با نزدیک به 50 هزار تیراژ منتشر می&zwnj;شود. این کتاب ها سال به سال در رنگ ها و فرم های مختلف تکثیر می&zwnj;شوند تا جایی که سال گذشته به هزار و 362 عنوان کتاب در تیراژ کلی 5 میلیون و 229 هزار و 500 عدد می&zwnj;رسد. حالا دیگر پنج سالی می&zwnj;شود که میان ناشران کمک آموزشی از لحاظ تیراژ و عنوان، کتاب اول است و هر جا که قدم بگذاریم و رنگ های مختلفش میان سایر کتاب های کنکور بیشتر به چشم می&zwnj;خورد و این یعنی پدرخواندگی واقعی در زمینه کنکور رنگ حقیقی به خود می&zwnj;گیرد.اتفاقی به نام وقف! همه باید درس بخوانند؛ حتی فقیرترها. پس &laquo; پیشنهادی به شان می&zwnj;کنیم که نتوانند ردش کنند.&raquo; این پدر خوانده برای اینکه همه بتوانند درس بخوانند، دو پیشنهاد اساسی دارد؛ اول این که دانش آموزانی که مشکل مالی دارند و سرپرستی شان به عهده مادرشان است، بورسیه می&zwnj;شوند تا رایگان درس بخوانند. دوم هم ساخت مدارس و و کتابخانه است تا نه تنها بعد از خودش این مسیر ادامه پیدا کند، یلکه طوری باشد که همه دانش آموزان نیازمند بتوانند از آن بهره مند شوند. به گفته او تا به حال 300 نمایندگی کانون در سراسر کشور وقف شده. برای همین هم هست که پرونده قلم چی این روزها مثل بسیاری از وقف های دیگر روی بورس است!نهایت یک پدر آزمون ها، کتاب ها، برنامه ها و از همه مهم تر تبلیغات به نهایت خود رسیده اند. دیگر نمی&zwnj;شود اسم کنکور را آورد و از بردن نامش طفره رفت. از این جا به بعد برنامه ای که قلم چی برای آینده اش در نظر دارد، این است؛ به جایی برسد که اگر کسی نام او را بشنود، یاد آموزش به معنای کلی اش بیفتد. حالا دیگر او آرزو دارد به جایی برسد که دانش آموزان روش فکر کردن را بیاموزند و بتوانند برای خودشان برنامه ریزی کنند؛ فکر کردن به روش قلم چی حد نهایت چیزی است که یک پدر خوانده به آن می&zwnj;اندیشد.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 12:16:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>بابک بختیاری (مبتکر آیس پک)</title>
<link>https://rialco.loxblog.com/بابک-بختیاری-مبتکر-آیس-پک</link>
<guid>https://rialco.loxblog.com/بابک-بختیاری-مبتکر-آیس-پک</guid>

<description><![CDATA[
آقای بابک بختیاری متولد ۱۳۵۷ اهل تهران موسس و صاحب امتیاز فروشگاه های زنجیره ای آیس پک و مدیر عامل شرکت آیس پک ایرانیان که محصول آیس پک اختراع ایشان بوده و هیچگونه نمونه مشابهی در جهان نداشته است.
آقای بابک بختیاری متولد ۱۳۵۷ اهل تهران موسس و صاحب امتیاز فروشگاه های زنجیره ای آیس پک و مدیر عامل شرکت آیس پک ایرانیان که محصول آیس پک اختراع ایشان بوده و هیچگونه نمونه مشابهی در جهان نداشته است.
این مجموعه کمتر از دو سال توانسته ۱۳۰ فروشگاه در داخل و خارج از ایران (۱۱۸ شعبه در ایران و ۴ شعبه در امارات و ۸ شعبه در دیگر کشور ها که در ذیل آمده است)ایجاد نماید که در مقایسه با سیستم های بزرگ و معروف زنجیره ای دنیا نظیر مک دونالد، استار باکس، کینگ برگر و غیره قابل توجه و بلکه بسیار موفق تر عمل نموده است چرا که آن ها در دو سال اول شروع به کارشان ، تنها یک شعبه داشتند در حالیکه آیس پک توانسته هر ۶ روز یک شعبه در دو سال اول افتتاح نماید . آقای بابک بختیاری از بدو تاسیس این مجموعه در نظر داشته که آیس پک را به عنوان اولین و بزرگترین مجموعه زنجیره ای ایرانی به دنیا معرفی نماید و در سراسر دنیا شعبات آیس پک را دایر نماید و با توجه به اینکه کشور هائی نظیر آمریکا بیش از ۵۰ درصد صادرات خود را در پشت سیستم های زنجیره ای و برند سازی خود به دیگر کشور ها تحمیل می کنند ولی ایران تا کنون از این روش استفاده نکرده است که آیس پک توانسته ایران را نیز در رقابت با برند های زنجیره ای دنیا مطرح سازد و هم اکنون با صادرات کلیه مواد اولیه جهت شعبات خارجی آیس پک از جمله شعباتی در کشور امارات ، هندوستان ، مالزی ، تایلند ، سنگاپور ،ونزوئلا ، سوریه ، انگلستان و کویت به این مهم دست پیدا کرده و قصد دارد گامی در جهت سربلندی نام ایران زمین و تقویت هویت ایرانی بردارد . با این چنین کسب و کار موفق ایشان تا به حال بیش از ۱۷۰۰ فرصت شغلی مستقیم و بیش از ۵۰۰۰ فرصت شغلی غیر مستقیم در کمتر از دو سال به وجود آمده و روز به روز نیز افزایش پیدا خواهد کرد . به دنبال این دستاورد آقای بابک بختیاری به عنوان جوان ترین کار آفرین کشور و شاید بتوان گفت که به عنوان پدیده کار آفرینی ایران مطرح گردید و شاید دلیل این موضوع سن کم و مدت زمان کوتاه موفقیت این مجموعه تا به حال بوده است.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 12:16:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اقتصاد لایک: پول درآوردن از فیس بوک</title>
<link>https://rialco.loxblog.com/اقتصاد-لایک-پول-درآوردن-از-فیس-بوک</link>
<guid>https://rialco.loxblog.com/اقتصاد-لایک-پول-درآوردن-از-فیس-بوک</guid>

<description><![CDATA[
چه بخواهید چه نخواهید فیسبوک دیگر سهم بزرگی از زندگی بشر امروز را به خود اختصاص داده است. فیسبوکی که در ماه فوریه ۲۰۰۴ میلادی توسط جوانی به نام مارک زوکربرگ (Mark Zuckerberg) به راه انداخته شد. ابتکاری که فقط در چهار ساعت اول ورودش به دنیای پر رمز و راز اینترنت ۴۵۰ کاربر پیدا کرد و در همین ۴ ساعت ۲۲ هزار بازدید داشت. فیسبوکی که حالا دیگر صاحبش ۱۷ میلیارد دلار ثروت دارد و بیش از ۸۵۰ میلیون کاربر فعال؛ علاوه بر این‌ها نیز بیش از ۳۰۰۰ کارمند برایش در سرتاسر دنیا کار می‌کنند. زوکربرگ همچنین در سال ۲۰۱۰ از طرف مجله تایم به عنوان مرد سال معرفی شد. راستی، شما هم جزء این ۸۵۰ میلیون کاربر هستید؟ شما چقدر می‌دانید از فیسبوکی که همه چیزه شما را می‌داند؟



 مارک زوکربرگ بنیانگذار فیسبوک تا سال ۲۰۰۷ در خانه‌ای اجاره‌ای زندگی می‌کرد

 به تازگی کتابی با نام “اقتصاد لایک” روانه ویترین کتاب فروشی‌های کشورهای غربی شده است که نظر بسیاری از تاجران و صاحبان تجارت‌ها و شرکت‌ها را به خود جلب کرده است. مختصری از محتویات این کتاب را در پیش رویتان می‌گذاریم.



The Like Economy, How Businesses Make Money with Facebook

این کتاب مانند برنامه‌ای جامع و کامل برای از شروع تا پایان فرآیند بازاریابی و درآمدهای حاصل از فیسبوک است. برایان کارتر (Brian Carter)، نویسنده کتاب، یازده سال است که به طور حرفه‌ای به شرکت‌ها و صاحبان تجارت‌های بزرگ کمک می‌کند تا از طریق ابزارهای آنلاین درآمدشان را دو یا چند برابر کنند. او در این کتاب مرحله به مرحله تکنیک‌ها و درس‌های عملی‌ای که حاصل تجربیات این یازده سال کار و مشاوره حرفه‌ای‌اش می‌باشد را به رشته تحریر درآورده است. این کتاب که محورش حول افزایش درآمد می‌چرخد انباشته است از ایده‌های نو و راه‌حل‌های امتحان پس داده با تمام جزئیاتی که هر کسی در این زمینه نیاز دارد بداند تا بتواند مدیریتی انعطاف پذیر داشته باشد، از اشتباهات بزرگ بپرهیزد و سود و منافع‌های عظیم و دلچسب به دست آورد.

این کتاب به شما خواهد آموخت که چطور موقعیت‌های منفعت ساز را در فیسبوک شناسایی کنید. چطور از ابزارهای فیسبوکی برای بازتاب پیشنهادات و یا برند ویژه خود استفاده کنید و چطور مشتریانتان را در آنها درگیر کنید. چطور از فیسبوک برای قدرت بخشیدن به برنامه‌های بازاریابی کنونی خود استفاده کنید. چطور مشتریانی هواخواه و پر و پا قرص برای خود و محصولاتتان بیابید. چطور به منتقدان برند تولیدی خود عکس العمل نشان دهید. چطور بیشتر به چشم بیایید. چطور روابطتتان را با مشتریانتان، و روابط مشتریان را با یکدیگر قوی‌تر و عمیق‌تر کنید و در پایان چطور این “جامعه” کوچک را به پول تبدیل کنید!



  

مشتریان شما فقط “در” فیسبوک نیستند: امروزه، فیسبوک جایی است که مشتریان شما بیشتر اوقات خود را در آن می‌گذارنند! آنجا جایی است که شما نیاز دارید به آنها دسترسی داشته باشید. بازاریابی در فیسبوک دیگر یک گزینه اختیاری نیست – اما در این حوزه پر است از راه‌حل‌های تبلیغی غیرموثر و گاهی چه بسا منفی که هیچ نتیجه ای را برای شرکت‌ها و برندها دربر نخواهند داشت. این کتاب آنچه که واقعا نیاز دارید را به شما می‌دهد: یک برنامه مرحله به مرحله کامل و جامع امتحان پس داده برای به حداکثر رساندن بازدهی سرمایه شما بر روی فیسبوک. برایان کارتر با تکیه بر تکنیک‌هایی که او برای بیش از بیست شرکت بزرگ استفاده کرد تا درآمدهای آنلاینشان را چندین برابر کند، در این کتاب راهکارهایی بسیار ساده ولی در عین حال مبتکرانه و موثر در پیش روی خواننده قرار می دهد. او همچنین تمام جزئیات خاصی که خواننده برای به کار بردن این راه کارها و تکنیک‌ها نیاز دارد را به گونه‌ای استادانه کوتاه، ولی کاربردی توضیح می‌دهد. خواه شما یک رهبر صنعتی، یک بازاری یا یک متخصص بازاریابی اجتماعی باشید، این کتاب به شما کمک خواهد کرد تا با هزینه کمتر مشتریان و هواخواهان بیشتری را به سمت خود جذب کنید. مراجعین بیشتری را به خریداران بالقوه تبدیل کنید، با منتقدان برندتان مواجه شوید و پست‌های موثرتر و مثبت‌تری تولید کنید، در ادامه عملکردتان را بسنجید و به بهینه سازی بپردازید و در آخر حضور فیسبوکیتان را از یک تجربه محض، به یک کانال بازاریابی کامل قوی و سودمند تبدیل کنید.



  

در مصاحبه‌ای کارتر می‌گوید: “فقط کافیست شما بدانید “چگونه” ممکن می‌شود، آنگاه دیگر همه چیز به نفع شماست. مشتریان شما به سمت صفحه فیسبوک شما سرازیر می شوند و از رضایت و خوشنودیشان از محصول برند شما می گویند و می‌نویسند، و یا حتی در مقابل مخالفان برند شما جبهه می‌گیرند. همین نوشته‌ها و لایک‌هایی که زیرشان می‌خورد باعث می‌شوند تا آن دیگرانی که هنوز در صف مشتریان شما قرار نگرفته اند با دیدن این همه لایک و اظهار نظرات دیگران، آنها هم در دلشان غوغایی بر پا شود تا به صف مشتریان شما بپوندند. یک حقیقت ساده را در فیسبوک نادیده نگیرید! در فیسبوک ۳ گزینه داریم: like – comment – share. ولی چیزی به نام dislike نداریم. خب حالا فقط کافیست صاحبان صنایع و شرکت‌ها و تجارت‌ها بدانند که چه منفعت‌هایی می‌شود از این همین ۳ گزینه برد. بسیاری این میان ممکن است بگویند: “خب شاید گزینه ای به نام dislike نداشته باشد اما می‌شود در قسمت نظر دادن نظر منفی داد و اعلام نارضایتی کرد.” این چیزی است که بسیاری از آن هراس دارند. ولی این ترس و هراس را می‌توان با چند تکنیک ساده برطرف کرد؛ به طوری که حتی همین نظرات منفی هم برای شما یکجور منفعت محسوب شوند.



کارتر همچنین نشان می‌دهد که سرمایه گذاری در فیسبوک، حداقل برای دو سال آینده، موثرتر از تبلیغ کردن در گوگل و تویتر و یا از طریق ایمیل است. پس به خاطر داشته باشید که هر لایک یا کامنت شما در فیسبوک هر چقدر هم که کوچک و ناچیز باشد ارزش بسیار دارد.

فقط همین‌ها نیست، کارتر فصلی از کتابش را به اطلاعاتی جالب در مورد فیسبوک اختصاص داده است. مثلا اینکه آیا میدانستید به طور میانگین پست‌های یک صفحه توسط ۱۰ درصد طرفداران آن صفحه مشاهده می شود؟ یا اینکه بیشتر طرفداران یک صفحه پس از لایک کردن آن صفحه هرگز دیگر به آن صفحه باز نمی گردند؟



 این کتاب هم برای آنهایی که از قدیم در فیسبوک بوده اند و هم آنهایی که جدید هستن مفید و حائز اهمیت است.
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 12:16:36 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

